زه اسم بلندت شیر گل محمد شنیدم بسی زه چهار لنگو هفت لنگ یا هر کسی
مو زه شیرون جنگ قندهاروم وه روز تنگ مگوی اسفندیاروم
مغول زحله نکنه بیای و باروم دشمن آبی نخه زه چشمه ساروم
هخامنش زه ایل لر وریسا هخامنش زه ایل لر وریسا
پخشو پلا ووویی منه دنیا مو تاته زا کورشو اردشیروم
مو تخته جمشیدومو برده شیروم کرده بی به دنیا لر وا دیوری
داده بمون غیرت محمد موسایی به دنیا کرده بی لر وا دیوری داده بمون غیرت بهمیئ
نه اسبیو سواریو تفنگی نه کر پلی چی گل محمد بیا هوا دیوری
اگر ایران نداشت بهمیئ... چه کس میکرد در تو مرزداری
اگر ایران نداشت چهار لنگو هفت لنگ چه کس میکرد با دست خالی جنگ
اگر ایران نداشت این شیرها را به کتف انداختن پنج تیرها را...
چه کس میکرد در تو مرزداری اگر ایران نداشت در خود بهمیئ
ابولقاسم کجا رفت دادهایش ابولقاسم کجا رفت دادهایش که لرزد پوز پهلویهایش
کجا رفت بیرق کش آن ایل چهار لنگ که گل محمد زند شمشیره بر سنگ
کجا لشکر کشی از کوه منگشت کجاس شاهی که می ترسید از گل محمد شیر جنگ
شمای بودید کای گل محمد که موندید که در میدان مردی بموندید بر روی هر فردی
یکی در کارزار با شاه افشار با تیر زده در تخت دربار
تقدیم به کل ایل بهمیئ وطایفه محترم محمد موسایی
برچسب:
نویسنده: آرش فتاحیان پور
تاريخ: پنجشنبه
12 دی
1392 ساعت: 17:41